به گزارش افق فلزات؛ وقوع انفجار گاز در معدن زغالسنگ «لیوشنیو» واقع در استان شانشی چین، منجر به جان باختن دستکم ۸۲ کارگر شد؛ عملیات امداد و نجات برای دسترسی به سایر محبوسشدگان ادامه دارد.
به گزارش رسانههای رسمی چین، از جمله خبرگزاری شینهوا، انفجار گاز در معدن زغالسنگ «لیوشنیو» در استان شانشی، فاجعهای انسانی رقم زد که تاکنون مرگ ۸۲ نفر را در پی داشته است.
این حادثه ساعت ۱۹:۲۹ شامگاه جمعه به وقت محلی رخ داد. بر اساس گزارشهای اولیه، در زمان وقوع انفجار، ۲۴۷ کارگر در حال انجام وظیفه در بخشهای مختلف این معدن بودند. با وجود تلاشهای بیوقفه تیمهای امدادی برای دسترسی به عمق معدن، ابعاد این حادثه بسیار گسترده گزارش شده است.
عملیات امداد و نجات همچنان با حضور نیروهای متخصص و تجهیزات ویژه در محل حادثه در جریان است و مقامات محلی در حال بررسی دقیق علت فنی بروز این انفجار هستند. نگرانیها در خصوص افزایش شمار قربانیان با توجه به تعداد بالای کارگران حاضر در معدن در زمان حادثه وجود دارد.
استان شانشی به عنوان یکی از قطبهای اصلی استخراج زغالسنگ در چین، پیشتر نیز شاهد حوادث مشابهی در معادن خود بوده است که همواره مباحث پیرامون استانداردهای ایمنی در بخش معدنکاری این کشور را به کانون توجه رسانهها و نهادهای ناظر بازمیگرداند.
قدرت فرآوری چین در حوزه عناصر نادر خاکی
رضا موسایی، کارشناس ارشد حوزه معدن در تحلیلی راهبردی، تسلط چین بر بازار جهانی مواد معدنی حیاتی را نه ناشی از ذخایر معدنی، بلکه حاصل قدرت «فرآوری» این کشور میداند. وی ضمن هشدار درباره بیفایده بودن تلاشهای غرب برای کنار گذاشتن چین، بر لزوم همسویی با واقعیتهای بازار چین برای بهرهمندی از فرصتهای کلان اقتصادی تأکید کرد.
موسایی، قدرت امروز چین در بازار جهانی مواد معدنی حیاتی، بر پایه «بازی اکتشاف» بنا نشده، بلکه این کشور با تمرکز بر دانش فنی و زیرساختهای پیشرفته «فرآوری»، توانسته است ارزش افزوده این صنعت را در انحصار خود درآورد. وی معتقد است بسیاری از کشورها تنها صادرکننده مواد خام باقی ماندهاند، زیرا زنجیره ارزش در چین تکمیل میشود.
تغییر نگاه از جایگزینی به همکاری
این کارشناس ارشد حوزه معدن، سیاست برخی شرکتهای غربی مبنی بر «خروج از چین» (Ex-China) را یک اشتباه استراتژیک میداند. وی هشدار میدهد که تلاش برای حذف چین، در واقع محروم کردن خود از بزرگترین بازار مصرفی جهان و توانمندترین بازیگر فرآوری معدنی است. به باور وی، این رویکرد در سال ۲۰۲۶ نه تنها فاقد کارایی است، بلکه شرکتها را از فرصتهای بزرگ محروم میکند.
هوش مصنوعی رمزی که در معادن نهفته است
موسایی با اشاره به پیوند ناگسستنی فناوری و معدن، تأکید کرد: «داستان هوش مصنوعی در لایههای زیرین، یک داستان معدنی است.» تراشههای پیشرفته که قلب تپنده هوش مصنوعی هستند، بدون مواد معدنی خاصی نظیر گالیم، ژرمانیوم و عناصر نادر خاکی – که چین کنترل جریان آنها را در دست دارد – قابل تولید نیستند.
شکاف اطلاعاتی پاشنه آشیل مدیران غربی
بخش دیگری از تحلیل موسایی به ناآگاهی مدیران غربی از تحولات حقوقی و برنامهریزیهای چین اختصاص دارد. وی معتقد است که عدم شناخت کافی از «قانون صادرات»، «برنامه پنجساله» و «قانون ذخایر استراتژیک» چین، باعث شده بسیاری از مدیران، فرصتهای طلایی برای انعقاد قراردادهای بلندمدت با این کشور را از دست بدهند.
توصیههای عملیاتی برای برندگان بازار
موسایی به فعالان این عرصه توصیه کرد به جای اتخاذ ژستهای سیاسی و تلاش برای جایگزینی چین، پرسشهای راهبردی زیر را در دستور کار خود قرار دهند:
محصول من در کجای زنجیره تأمین چین جای میگیرد؟
کدام ذوبگر (Smelter) چینی در اولویت مشتریان کنسانتره من قرار دارد؟
چگونه میتوان شرایط ورود به برنامههای «ذخیره استانی» چین را کسب کرد؟
این کارشناس در پایان تأکید کرد: «دستورکار معدنی چین یک تهدید نیست، بلکه یک واقعیت بازارساز است.» وی خاطرنشان کرد شرکتهایی که بتوانند با این واقعیت همسو شوند، برندگانِ بازار خواهند بود؛ در حالی که گروههایی که بر طبل جدایی از چین میکوبند، عملاً فرصتی به ارزش ۳۳ هزار میلیارد یوان را به رقبا واگذار خواهند کرد.
انتهای پیام/

































