تاریخ : سه‌شنبه, ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵
10

ذخایر 2.8 میلیارد تنی کانسنگ آهن در ایران

  • کد خبر : 15148
  • 05 مرداد 1405 - 15:30
ذخایر 2.8 میلیارد تنی کانسنگ آهن در ایران
بر اساس داده‌ها ذخایر قطعی کانسنگ آهن کشور شامل حدود دو میلیارد و ۴۸۷ میلیون تن مگنتیت و ۳۲۱ میلیون تن هماتیت است که مجموع این دو رقم به حدود 2.8 میلیارد تن می‌رسد.

به گزارش افق فلزات؛ سنگ‌آهن نقطه آغاز زنجیره‌ای است که از استخراج کانسنگ شروع می‌شود و پس از تولید کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و فولاد خام، به صدها محصول نهایی فولادی می‌رسد. از همین رو، پایداری تولید فولاد نه‌فقط به ظرفیت کارخانه‌های احیا و فولادسازی، بلکه پیش از هر چیز به مقدار، عیار، کیفیت و دسترسی اقتصادی به ذخایر سنگ‌آهن وابسته است. در سال‌های گذشته بخش‌های میانی و انتهایی زنجیره فولاد با سرعت زیادی توسعه پیدا کرده‌اند اما حلقه اکتشاف و تبدیل منابع زمین‌شناسی به ذخایر قطعی قابل استخراج، هم‌پای این توسعه حرکت نکرده است. حاصل این عدم توازن، افزایش فشار بر معادن بزرگ موجود و کوتاه‌شدن افق تامین مواد اولیه است.

یکی از خطاهای رایج در تحلیل وضعیت سنگ‌آهن، استفاده از وزن کل کانسنگ به‌عنوان ذخیره قابل مصرف صنعت فولاد است. کانسنگ استخراج‌شده باید خردایش، آسیاب و پرعیارسازی شود و تنها بخشی از وزن آن به کنسانتره و در نهایت آهن قابل استفاده تبدیل می‌شود. در ذخایری با عیار پایین‌تر، برای تولید هر تن کنسانتره باید حجم بیشتری سنگ استخراج و فرآوری شود. در نتیجه، هزینه باطله‌برداری، خردایش، آب، برق و دفع باطله افزایش می‌یابد. با عمیق‌ترشدن معادن و کاهش تدریجی عیار، حتی ثابت‌ماندن مقدار اسمی ذخیره نیز نمی‌تواند امنیت اقتصادی تامین را تضمین کند.

به همین دلیل، ذخیره یک میلیارد و ۵۹ تا یک میلیارد و ۹۴ میلیون تنی آهن محتوا معیار دقیق‌تری برای ارزیابی پایداری زنجیره فولاد است. این میزان کمتر از ۴۰ درصد وزن کل کانسنگ مگنتیت و هماتیت کشور را تشکیل می‌دهد. افزایش مقدار استخراج بدون جایگزینی ذخایر مصرف‌شده از طریق اکتشاف، نسبت ذخیره به تولید را کاهش می‌دهد. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بسیاری از طرح‌های فولادی برای فعالیت چند دهه طراحی شده‌اند و دوره بازگشت سرمایه آن‌ها به تامین پایدار خوراک وابسته است.

ذخایر قطعی کانسنگ آهن کشور شامل حدود دو میلیارد و ۴۸۷ میلیون تن مگنتیت و ۳۲۱ میلیون تن هماتیت است. مجموع این دو رقم به حدود دو میلیارد و ۸۰۸ میلیون تن می‌رسد؛ با این حال، وزن کانسنگ معیار کافی برای سنجش امنیت تامین فولاد نیست. آنچه در نهایت وارد زنجیره تولید می‌شود، آهن موجود در کانسنگ است و بخش باقی‌مانده را باطله و کانی‌های غیرفلزی تشکیل می‌دهند.

با لحاظ عیار کانسنگ‌ها، ذخیره آهن محتوا بین یک میلیارد و ۵۹ میلیون تن تا یک میلیارد و ۹۴ میلیون تن برآورد می‌شود. متوسط استخراج واقعی آهن محتوا نیز در سه سال منتهی به ۱۴۰۲، بسته به شیوه محاسبه عیار هماتیت، بین ۴۹ میلیون و ۴۷۰ هزار تن تا ۵۰ میلیون و ۷۰۰ هزار تن در سال بوده است. مقایسه ذخیره قطعی آهن محتوا با برداشت سالانه نشان می‌دهد عمر منابع موجود در محدوده ۲۱/۶ تا ۲۱/۹ سال قرار دارد. این عدد به معنای پایان قطعی استخراج در یک تاریخ مشخص نیست اما نشان می‌دهد ذخایر فعلی با سرعت بالایی در حال مصرف هستند و ادامه توسعه ظرفیت فولاد بدون جهش در اکتشاف، ریسک کمبود خوراک را افزایش خواهد داد.

عدد ۲۱ سال یک هشدار است نه زمان قطعی پایان ذخایر

شاخص عمر پایان‌پذیری ذخیره یا «Reserve Life Index; RLI» از تقسیم ذخیره قطعی بر متوسط استخراج واقعی سالانه به دست می‌آید. این شاخص نشان می‌دهد که با تداوم شرایط فعلی، منابع شناخته‌شده چه مدت دوام خواهند داشت. محاسبه ۲۱ سال بر چند فرض استوار است: نرخ استخراج ثابت بماند، ذخیره جدیدی کشف نشود، عیار و شرایط فنی معادن تغییر نکند و رشد مصرف نیز در نظر گرفته نشود. تغییر هر یک از این متغیرها می‌تواند عمر واقعی ذخایر را افزایش یا کاهش دهد.

اکتشاف ذخایر جدید، افزایش بازیابی کارخانه‌های فرآوری و اقتصادی‌شدن کانسنگ‌های کم‌عیار می‌تواند افق تامین را طولانی‌تر کند. در مقابل، افزایش تولید فولاد، افت عیار، توسعه صادرات مواد معدنی و رشد ضریب برداشت می‌تواند این بازه را کوتاه‌تر سازد. با وجود این محدودیت‌ها، قرارگرفتن عمر ذخایر در محدوده دو دهه برای یک صنعت سرمایه‌بر، علامت هشدار مهمی است. شناسایی یک ذخیره جدید تا آغاز تولید تجاری آن ممکن است بیش از یک دهه زمان نیاز داشته باشد. مطالعات اکتشافی، حفاری، ارزیابی ذخیره، اخذ مجوز، تجهیز معدن و احداث زیرساخت، مراحلی نیستند که در کوتاه‌مدت طی شوند. بنابراین، حتی اگر عدد ۲۱ سال در آینده تغییر کند، فاصله زمانی لازم برای جایگزینی ذخایر استخراج‌شده اجازه تعویق تصمیم‌گیری را نمی‌دهد.

مگنتیت ستون اصلی و نقطه آسیب‌پذیر زنجیره

مگنتیت حدود ۸۸/۶ درصد ذخیره کانسنگ آهن کشور را در اختیار دارد اما سهم آن از استخراج واقعی به حدود ۹۱/۸ درصد می‌رسد. این تمرکز بالا نشان می‌دهد که بخش عمده زنجیره فولاد ایران بر پایه یک نوع مشخص از کانسنگ توسعه یافته است. ظرفیت اسمی استخراج مگنتیت ۱۳۷ میلیون تن در سال و متوسط استخراج واقعی آن ۱۰۸ میلیون و ۸۹۰ هزار تن بوده است. ضریب بهره‌برداری ۷۹/۴۸ درصدی به این معناست که قسمت بزرگی از ظرفیت معادن مگنتیتی در حال استفاده است و امکان افزایش شدید برداشت بدون فشار بیشتر بر ذخایر محدود خواهد بود.

استخراج مگنتیت از ۱۰۴ میلیون و ۲۵۰ هزار تن در سال ۱۴۰۰ به ۱۰۵ میلیون و ۱۵۰ هزار تن در سال ۱۴۰۱ رسید و در سال ۱۴۰۲ به ۱۱۷ میلیون و ۲۵۰ هزار تن افزایش یافت. در فاصله سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، برداشت این کانسنگ حدود ۱۲/۵ درصد بیشتر شده است. در مقابل، رشد ذخایر قطعی نتوانسته با این روند هماهنگ شود. حاصل این وضعیت، کاهش عمر ذخایر مگنتیت به حدود ۲۲/۸ سال است. ترکیب عمر نسبتا کوتاه ذخیره و بهره‌برداری نزدیک به ۸۰ درصد، مگنتیت را در وضعیت تخلیه سریع منابع قرار می‌دهد. تمرکز فنی زنجیره بر مگنتیت نیز انعطاف تامین را کاهش داده است. بسیاری از واحدهای کنسانتره‌سازی و گندله‌سازی برای خوراک مگنتیتی طراحی شده‌اند و جایگزینی آن با هماتیت یا کانسنگ‌های متفاوت به تغییر فناوری و سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارد.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://ofoghfelezat.ir/?p=15148

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.