به گزارش افق فلزات؛ هاشم اورعی، کارشناس حوزه انرژی واستاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، با اشاره به جایگاه ایران در تولید جهانی فولاد گفت: بررسی وضعیت کشورهای بزرگ تولیدکننده فولاد نشان میدهد که مسیر رسیدن آنها به این جایگاه یکسان نبوده است. آمریکا، ژاپن، روسیه، کرهجنوبی، ترکیه، آلمان، برزیل، هند و چین، هرکدام از ترکیبی متفاوت از مزیتهای طبیعی و اقتصادی خود استفاده کردهاند. وجه مشترک کشورهای بزرگ تولیدکننده فولاد، برخورداری از یک مزیت طبیعی مشخص نیست، بلکه توانایی آنها در تبدیل مزیتهای نسبی به مزیتهای رقابتی است.
به اعتقاد او، دو مزیت اصلی ایران در توسعه صنعت فولاد، انرژی و سنگآهن بودهاند و در بسیاری از مؤلفههای دیگر، از فناوری و بهرهوری گرفته تا سرمایه، بازار و توسعه صنایع پاییندستی، فاصله کشور با تولیدکنندگان پیشرو قابلتوجه است. از این رو، اگر دو مزیت اصلی انرژی و منابع معدنی نیز تضعیف شوند، مساله اصلی این خواهد بود که چه مزیت دیگری میتواند جایگزین آنها شود. هاشم اورعی با اشاره به تحولات سالهای اخیر در حوزه انرژی گفت: صنعت فولاد ایران در دورهای طولانی بر پایه انرژی نسبتا ارزان شکل گرفته است. سنگآهن نسبتا ارزان، گاز فراوان و برق یارانهای در انتخاب فناوری، مکانیابی واحدها و ساختار سرمایهگذاری این صنعت نقش داشتهاند، اما امروز شرایط تغییر کرده و صنعت همزمان با افزایش هزینه انرژی و کاهش قابلیت دسترسی با آن مواجه است.
اورعی گفت: مساله انرژی دیگر فقط قیمت آن نیست، بلکه قابلیت اطمینان تامین انرژی نیز به یک متغیر تعیینکننده تبدیل شده است. ممکن است قیمت اسمی گاز یا برق پایین باشد، اما اگر انرژی در زمان مورد نیاز در دسترس نباشد، عملا مزیتی برای صنعت ایجاد نمیکند. از این منظر باید میان قیمت اسمی، قیمت واقعی و قیمت اقتصادی انرژی تفاوت قائل شد؛ زیرا قیمت اقتصادی انرژی علاوه بر قیمت خود انرژی، هزینه ناشی از عدم دسترسی و اختلال در تولید را نیز شامل میشود. وی هشدار داد که کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی تولید در صنعتی با هزینههای ثابت بالا میتواند اقتصاد بنگاه را بهشدت تحتتاثیر قرار دهد. بنابراین بحران انرژی دیگر صرفا یک مساله در حوزه وزارت نفت یا وزارت نیرو نیست و مستقیما به مساله رقابتپذیری، سرمایهگذاری، اشتغال و بقای صنایع تبدیل شده است.
اورعی با اشاره به تداوم ناترازی انرژی اظهار کرد: برای سالها تصور میکردیم کمبود گاز مساله زمستان و کمبود برق مساله تابستان است، اما امروز با یک ناترازی ترکیبی مواجهیم. به گفته او، حتی افزایش ظرفیت تولید انرژی نیز بهتنهایی نمیتواند مشکل را حل کند، زیرا در مسابقه میان تولید، مصرف و تقاضا، تولید در نهایت از مصرف و تقاضا عقب خواهد ماند. صنعت باید خود را برای شرایطی آماده کند که برق و گاز دولتی و یارانهای دیگر مبنای مطمئن برنامهریزی بلندمدت نباشد. انرژی آینده باید همزمان «پاک، پایدار و رقابتی» باشد و سه متغیر هزینه تولید، انتشار کربن و قابلیت اطمینان تامین انرژی بیش از گذشته به یکدیگر وابسته خواهند شد.
این استاد دانشگاه همچنین نسبت به اثر الزامات زیستمحیطی بر آینده صادرات فولاد ایران هشدار داد و گفت حتی اگر مساله تامین انرژی حل شود، الزامات کربنی بازارهای جهانی میتواند محدودیت دیگری برای صنعت فولاد کشور ایجاد کند. در صورتی که شدت مصرف انرژی و انتشار کربن کاهش پیدا نکند، حفظ سهم ایران در بازار جهانی فولاد نیز با دشواری مواجه خواهد شد.
وی افزود: شدت مصرف انرژی در تولید فولاد خام در جهان طی چند دهه گذشته کاهش قابلتوجهی داشته است، اما ایران در سالهای اخیر نتوانسته است روند مشابهی را تجربه کند و حتی در برخی دورهها با افزایش شدت مصرف انرژی مواجه بوده است. این وضعیت یک هشدار جدی است و نمیتوان با فناوری، ساختار مصرف و الگوی سرمایهگذاری گذشته انتظار داشت صنعت فولاد ایران در محیط رقابتی آینده نیز جایگاه فعلی خود را حفظ کند. وی پیشنهاد کرد انرژی در سیاستگذاری صنعتی از یک «مزیت ارزان» به یک «دارایی استراتژیک» تبدیل شود. به گفته اورعی، انرژی ارزان بهتنهایی نمیتواند یک صنعت رقابتی ایجاد کند و اگر فناوری قدیمی باشد، بهرهوری پایین بماند، سرمایهگذاری مجدد انجام نشود و زنجیره ارزش بهدرستی توسعه پیدا نکند، مزیت انرژی نیز بهتدریج کارکرد خود را از دست خواهد داد.
در این میان، نقش حکمرانی صنعتی نیز از نگاه این استاد دانشگاه اهمیت ویژهای دارد. اگر مزیت انرژی در حال تضعیف است، سیاستگذار باید همزمان زمینه ایجاد مزیتهای جدید را فراهم کند. فناوری، بهرهوری، سرمایه، توسعه بازار، تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر، توسعه فولادهای خاص، دیجیتالسازی، استفاده از هوش مصنوعی، تعمیرات پیشگیرانه و تکمیل زنجیره پاییندست از جمله حوزههایی هستند که میتوانند بخشی از مزیتهای جدید صنعت را شکل دهند.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: مساله فولاد فراتر از انرژی و حتی فراتر از خود صنعت است. بسیاری از مشکلات فعلی اقتصاد ایران معلول هستند و برای حل آنها باید به علتهای اصلی توجه کرد. یکی از مشکلات مهم اقتصاد ایران این است که دستگاهها و بخشهای مختلف، صورتمساله واحدی ندارند و هر کدام مساله را از زاویه خود تعریف میکنند؛ وضعیتی که رسیدن به یک راهحل بهینه را دشوار میکند.
انتهای پیام/

































