به گزارش افق فلزات؛ در هفته پایانی آگوست، بازار فولاد چین روندی صعودی داشت، اما این رشد بیشتر ناشی از افزایش هزینه مواد اولیه و بهبود فضای روانی بازار بود تا افزایش واقعی تقاضا. رشد قیمت زغالسنگ ککشو و کک، هزینه تولید فولاد را بالا برد و کارخانهها برای حفظ حاشیه سود، قیمتهای پیشنهادی خود را افزایش دادند. در عین حال، امید به اجرای سیاستهای حمایتی جدید و رشد معاملات آتی نیز از بازار حمایت کرد، اما موجودی بالای انبارها و معاملات ضعیف نشان میدهد تقاضای مصرفکننده نهایی هنوز به طور محسوسی احیا نشده است.
قیمت ورق گرم در بازار داخلی چین طی هفته 6 دلار در هر تن افزایش یافت و به حدود ۴۸۴ دلار رسید. قرارداد آتی اکتبر نیز 7 دلار رشد کرد و به 497 دلار رسید. با وجود این افزایش، قیمتهای صادراتی ورق گرم در حدود ۴۹۵ دلار فوب بدون تغییر باقی ماند، زیرا تقاضای ضعیف در بازارهای خارجی اجازه رشد بیشتر قیمتهای صادراتی را نداد.
بازار میلگرد نیز شرایط مشابهی داشت. قیمت میلگرد داخلی 6 دلار در هر تن افزایش یافت و معاملات آتی آن نیز رشد کرد، اما حجم خرید همچنان متوسط باقی ماند. کارخانهها به دلیل افزایش هزینه زغالسنگ ککشو و کاهش حاشیه سود، قیمت فروش را بالا بردند، در حالی که موجودی بالای میلگرد نشان میدهد بازار هنوز توان جذب عرضه موجود را ندارد.
در بازار مواد اولیه، سنگآهن نیز تقویت شد و قیمت سنگآهن عیار ۶۱ درصد با ۴ دلار افزایش به ۹۹ دلار به ازای هر تن سی اف آر چین رسید. پرمیوم گندله تقریباً بدون تغییر ماند، اما پرمیوم سنگآهن دانهبندی اندکی افزایش یافت. فولادسازان همچنان سیاست خرید به اندازه نیاز را دنبال میکنند و به دلیل نگرانی از سودآوری، از خریدهای حجیم خودداری میکنند.
بازار کک و زغالسنگ ککشو همچنان صعودی است. دومین مرحله افزایش قیمت کک به طور کامل اجرا شد و مجموع افزایشها به 22 تا 25 دلار در هر تن رسید. همچنین انتظار میرود دور سوم افزایش قیمت نیز اجرایی شود. قیمت زغالسنگ ککشوی استرالیا طی هفته ۱۳ دلار رشد کرد و به ۲۶۱ دلار هر تن فوب رسید که ناشی از افزایش خرید چین و اختلال عرضه در استان شانشی است.
کارخانههای ذوب کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۵ حدود ۶.۵ میلیون تن آلومینیوم تولید کردند که معادل تقریبا ۹ درصد ظرفیت جهانی بود. بااینحال، سهم این منطقه از آلومینیوم اولیه وارداتی اتحادیه اروپا حدود ۱۵ درصد و از واردات آمریکا نزدیک به ۲۰ درصد بود.
این اختلاف نشان میدهد خلیج فارس در بازار بینالمللی فلز قابلتجارت، بسیار مهمتر از سهم آن در تولید جهانی است. اختلالهای سال ۲۰۲۶ در فعالیت کارخانهها و جابهجایی مواد اولیه و محصول نهایی، زنجیره عرضهای را تحت فشار قرار داد که بسیار فراتر از منطقه امتداد داشت.
کارخانه آلومینیوم برخلاف بسیاری از واحدهای صنعتی با یک کلید روشن و خاموش نمیشود. توقف خطوط احیا میتواند به تجهیزات آسیب بزند و بازگرداندن آنها به ظرفیت کامل نیز زمانبر باشد. بنابراین، تولید ازدسترفته خلیج فارس بلافاصله قابلجبران نبود و همین شرایط، فضای بیشتری برای ورود محصولات چینی ایجاد کرد.
در کنار چین و خاورمیانه، قراضه نیز به یکی از ابزارهای مهم تعدیل بازار تبدیل شده است. آلومینیوم قابلیت بازیافت بالایی دارد و تولید فلز ثانویه میتواند نیاز به عرضه اولیه را کاهش دهد؛ بهویژه زمانی که اختلاف قیمت میان مناطق، قراضه را به سمت بازارهای گرانتر هدایت کند.
اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ رکورد صادرات ۱.۳ میلیون تن قراضه آلومینیوم را ثبت کرد که حدود سهچهارم آن راهی آسیا شد. این اتفاق همزمان با سرمایهگذاری ۷۰۰ میلیون یورویی شرکتهای اروپایی در ظرفیتهای جدید یا توسعهیافته بازیافت رخ داد.
این تناقض نشان میدهد ساخت کارخانه بازیافت بهتنهایی دسترسی به خوراک را تضمین نمیکند. اگر بازارهای آسیایی قیمت بالاتری بپردازند، قراضه میتواند از همان منطقهای خارج شود که برای کاهش وابستگی خود به فلز اولیه، میلیاردها یورو در بازیافت سرمایهگذاری کرده است.
البته قراضه برای تمام مصارف جایگزین کامل آلومینیوم اولیه نیست. تفاوت آلیاژها، کیفیت فلز، نرخ جمعآوری و ظرفیت تفکیک و فرآوری، انعطاف آن را محدود میکند. بااینحال، آخرین تن موردنیاز برای متعادلکردن بازار لزوما نباید از یک کارخانه ذوب جدید تامین شود.
نقش تازه چین محدودیتهایی جدی دارد. صنایع خودرو برقی، شبکه برق، بستهبندی و ساختمان در داخل این کشور همچنان حجم بزرگی از آلومینیوم را مصرف میکنند. چین نمیتواند برای مدت نامحدود محصولات بیشتری به خارج بفرستد، بدون آنکه بازار داخلی خود را با کمبود یا افزایش قیمت روبهرو کند.
تعرفهها و پروندههای ضددامپینگ نیز دسترسی محصولات چینی به بازارهای غربی را محدود کردهاند. کاهش رشد صادرات در ژوئیه، پس از رکورد ژوئن و همزمان با آرامشدن قیمتهای بورس لندن، نشان داد این جریان به انگیزه اقتصادی وابسته است. چین زمانی صادرات را افزایش میدهد که اختلاف قیمت و پریمیوم منطقهای هزینه تجارت را توجیه کند.
به همین دلیل، نمیتوان چین را یک منبع نامحدود و همیشگی عرضه دانست. نقش آن بیشتر شبیه فروشندهای است که هنگام شدیدشدن کمبود و بالا رفتن قیمت، بخشی از محصول خود را به بازار جهانی هدایت میکند و پس از کاهش فاصله قیمتها عقب مینشیند.
اندونزی و دیگر تولیدکنندگان نوظهور در سالهای آینده میتوانند از نفوذ چین بکاهند. خاورمیانه نیز همچنان تامینکننده اصلی آلومینیوم اولیه برای مناطق وارداتمحور باقی خواهد ماند و بازیافت سهم بیشتری از معادله عرضه را در اختیار میگیرد. بااینحال، ایجاد ظرفیت تازه ذوب سالها زمان میبرد، درحالیکه کارخانههای فرآوری چین همین امروز آماده فعالیتاند.
چین شاید دیگر دیگ ذوب خالی زیادی برای روشنکردن نداشته باشد، اما همچنان میتواند با تغییر شکل و مقصد آلومینیوم موجود، جریان عرضه را در بازار جهانی جابهجا کند. تنظیمکننده بازار از میان نرفته است؛ فقط ابزار آن تغییر کرده است.
انتهای پیام/

































