به گزارش افق فلزات؛ ایران با دومین ذخایر گاز جهان نباید در زمستان کمبود گاز داشته باشد. کشوری در چهارراه تجارت نباید برای انتقال یک کانتینر هفتهها معطل بماند. ایران فقیر نبوده بلکه فقیر اداره شده است. دفاع از ایران نیز با پنهانکردن این واقعیت ممکن نمیشود. مساله این نیست که جهان قدر جمهوری اسلامی را ندانسته بلکه مساله این است که امروزه باید ایران جایگاه همیشگی خودش را باز یابد.
ایران باید بهخودش بازگردد
جنگ نشان داد حذف ایران نه ممکن است و نه ارزان اما پایان این وضعیت تنها با درخواست انصاف از خارجیان فرانمیرسد. کشورها براساس منفعت خود عمل میکنند. ایران باید قدرت انتخابش را پس بگیرد: مشتریان نفت را متنوع کند، تجارت مستقیم را جایگزین واسطهگری کرده، کریدورها را تکمیل کند، سرمایه را بهکشور بازگرداند و سیاست خارجی را در خدمت توسعه قرار دهد.
جهان سالها کوشید ایران ضعیف اما باثبات بماند؛ آنقدر ضعیف که نفتش ارزان، بازارش وابسته و مسیرهایش متروک باشد و آنقدر باثبات که جریان انرژی دیگران را مختل نکند. چنین تعادلی پایدار نبود. ایران یا باید بهعنوان یک بازیگر برخوردار از منافع مشروع وارد نظم اقتصادی منطقه شود یا بیثباتی آن بارها هزینه خود را بههمان نظم تحمیل خواهد کرد.
واقعیت ساده است: ایران را نمیتوان حذف کرده اما میتوان سهم ایران را تصاحب کرد. این همان کاری است که در سالهای تحریم انجام شد. اکنون وظیفه هر سیاستی که نام ایران را بر خود میگذارد پایاندادن بهاین واگذاری تاریخی است. منابع ایران باید برای مردم ایران ثروت بسازد، جغرافیای ایران باید برای ایران درآمد ایجاد کند و رابطه با جهان باید قدرت انتخاب کشور را افزایش دهد. ایران نه سفرهای برای فرصتطلبان بلکه کشوری است که باید دوباره صاحب فرصتهای خودش شود.
ایران در سال مالی منتهی بهاسفند۱۴۰۲ نزدیک به۸/۲۰میلیارد دلار کالا از امارات وارد کرد و حدود ۶/۶میلیارد دلار کالا بهآن فروخت. دوبی فقط فروشنده کالا نبود بلکه صندوق دریافت پول، انبار، دفتر بازرگانی، محل ثبت شرکت و مسیر اتصال تولیدکننده ایرانی بهجهان بود.
هر مانعی که تجارت مستقیم ایران را دشوار کرد ارزش این واسطه را بالا برد. کالایی که میتوانست مستقیم وارد بندرعباس شود ابتدا بهدوبی رفت، پولی که میتوانست از یک بانک ایرانی بهبانک خارجی منتقل شود از چند صرافی عبور کرد و شرکتی که میتوانست در تهران قرارداد ببندد در امارات دفتر ثبت کرد. در هر مرحله بخشی از ارزش تجارت ایران بیرون از ایران باقی ماند.
مساله اصل تجارت با امارات نبوده بلکه شکل تحریمی آن است. ایران عادی میتوانست شریک تولید و سرمایهگذاری امارات باشد اما ایران تحریمشده بهمشتری وابسته خدمات واسطهای تبدیل شد. درحالت نخست دوطرف از خلق ارزش سود میبرند و در حالت دوم سود از دشوارکردن دسترسی ایران بهجهان بهدست میآید.
جنگ اکنون این واسطه امن را نیز ناامن کرده است. وقتی هزینه عبور یکنفتکش از هرمز ۱۰تا۲۰میلیوندلار افزایش مییابد و بیمه بارگاه به۵یا۶درصد ارزش محموله میرسد دیگر نمیتوان بیثباتی را در ساحل شمالی خلیجفارس محصور کرد و رونق را برای ساحل جنوبی نگه داشت. جغرافیا سود و زیان را میان دوسوی آب تقسیم میکند.
همسایگان و ایران گرفتار
عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، ارمنستان و عمان نیز هرکدام رابطهای ضروری با ایران دارند. عراق سالانه بیش از ۴میلیارد دلار برای گاز ایران میپردازد و بخشی از برقش با همینگاز تولید میشود. بازار عراق مقصد سیمان، فولاد، مواد غذایی، محصولات کشاورزی و خدمات فنی ایران است. ترکیه نیز سالانه ۵تا۶میلیارد دلار با ایران تجارت دارد و بخشی از گاز خود را از ایران تامین میکند. افغانستان برای رسیدن بهآبهای آزاد بهمسیرهای ایران نیاز دارد و ارمنستان بخشی از محدودیت جغرافیایی خود را از راه مرز ایران جبران میکند.
این کشورها از فروپاشی ایران سود نمیبرند اما از گرفتاری آن امتیاز میگیرند. فروشنده ایرانی که راهی بهبازارهای دور ندارد برای حفظ بازار همسایه تخفیف میدهد. صادرکنندهای که نمیتواند پولش را از شبکه بانکی دریافت کند ریسک بیشتری میپذیرد. دولت ایران نیز برای اثبات شکستنخوردن تحریم گاه حفظ عدد صادرات را بر کیفیت قرارداد و بازگشت واقعی ارز مقدم میداند. بهاین ترتیب همسایگی که میتوانست پایه همکاری منطقهای باشد در سایه تحریم بهمیدان چانهزنی نابرابر تبدیل میشود.
انتهای پیام/

































