به گزارش افق فلزات؛ شرکتهای صنعتی اروپایی تحت فشار هزینههای انرژی و رقابت با چین قرار گرفتهاند و تصویری تیره از آینده صنعت این قاره شکل گرفته است با این حال وضعیت صنعت اروپا بهتر از آن چیزی است که تصور میشود؛ شرکتهایی که بیشترین وابستگی را به چین دارند تحت فشارند، اما بسیاری از بنگاههای اروپایی در حال سازگار شدن با شرایط جدید هستند.
عوامل فشار بر صنعت اروپا
دو عامل اصلی پشت مشکلات اخیر تولیدکنندگان اروپایی قرار دارد: انرژی و چین. اروپا از مدتها قبل انرژی گرانتری نسبت به آمریکا و چین داشته است. قیمت برق صنعتی در فرانسه و آلمان، پیش از اعمال یارانهها، تقریبا دو برابر آمریکا و چین بوده و جنگ اوکراین و ایران نیز فشار هزینهها را بیشتر کرده است.
عامل دوم چین است. سیاست صنعتی، نوآوری و افزایش کیفیت، تولید چین را در محصولاتی از فولاد تا خودروهای برقی افزایش داده است. همزمان با کاهش تقاضای داخلی چین، بخشی از ظرفیت مازاد این کشور راهی بازارهای خارجی شده است. تعرفههای آمریکا و محدودیت واردات برخی کالاهای چینی نیز اروپا را به یکی از بازارهای مهم صادرکنندگان چینی تبدیل کرده است.
در همین حال، شرکتهای اروپایی فروش در چین را دشوارتر از گذشته میبینند؛ بازاری که زمانی بزرگ، سریعالرشد و سودآور بود. بسیاری از شرکتهای اروپایی کارخانه و زنجیره تامین محلی در چین دارند و همین موضوع صادرات از اروپا را محدود میکند. در نتیجه، مازاد تجارت کالایی چین با اتحادیه اروپا از سال ۲۰۱۹ بیش از دو برابر شده و به ۴۲۰میلیارد دلار رسیده است. صنعت خودرو بیش از بسیاری از بخشها آسیب دیده است.
چین که زمانی موتور سودآوری خودروسازان اروپایی بود، اکنون تولیدکنندگانی دارد که خودروهای جدید را سریعتر و ارزانتر از رقبای اروپایی وارد بازار میکنند. تولید خودرو در اتحادیه اروپا نسبت به سطح پیش از همهگیری کووید ۱۷ درصد کاهش یافته و بخشی از ظرفیت بلااستفاده کارخانهها نیز به رقبای چینی اجاره داده شده است.
بر اساس تحلیل مککینزی، اروپا در سال ۲۰۲۴ در سه صنعت دارو، الکترونیک و صنایع شیمیایی، سرمایهگذاری کمتری نسبت به آمریکا و چین جذب کرده است. بخشی از این سرمایهگذاریها نیز به دلیل انرژی ارزانتر یا دور زدن تعرفهها، خارج از اروپا انجام میشود.
اروپا با موج تازهای از گرانی گاز طبیعی روبهرو شده است. کشورهای این قاره برای خرید محمولههای LNG رقابت فشردهای را آغاز کردهاند. LNG همان گاز طبیعی مایعشده است که با کشتی جابهجا میشود و پس از قطع بخش بزرگی از گاز لولهای روسیه، به منبع اصلی تأمین گاز اروپا تبدیل شده است.
همزمان، شماری از نیروگاههای اروپایی دوباره سوخت زغالسنگ را به کار گرفتهاند. اهمیت این تغییر در یک نکته است: انرژی همچنان یکی از موتورهای اصلی تورم در اقتصادهای بزرگ به شمار میرود. هر جا هزینه انرژی بالا برود، قیمت کالا، سیاست بانکهای مرکزی و در نهایت مسیر ارزهای جهانی هم تحت تأثیر قرار میگیرد.
کشمکش خریداران بر سر کشتیهای گاز
بازار LNG بازاری جهانی است و عرضه آن در کوتاهمدت محدود است. اروپا برای جذب هر محموله باید با خریداران آسیایی رقابت کند. نتیجه این رقابت روشن است: کسی که قیمت بالاتری بپردازد، کشتی را به بندر خود میبرد. همین سازوکار، قیمت گاز در اروپا را به هر تنش در عرضه جهانی حساس کرده است.
برای نیروگاهها، انتخاب سوخت یک محاسبه ساده هزینه است. وقتی گاز به اندازه کافی گران شود، تولید برق با زغالسنگ حتی با پرداخت هزینه مجوزهای انتشار کربن بهصرفهتر میشود. این مجوزها سهمیههایی هستند که نیروگاهها در اروپا برای هر واحد آلایندگی میخرند. بازگشت به زغالسنگ نشان میدهد شکاف قیمتی دو سوخت به نفع زغالسنگ تغییر کرده است.
پیامد برای تورم یورو و اهداف سبز
گرانی برق و گاز هزینه تولید در صنایع اروپایی را بالا میبرد. این فشار ممکن است کار بانک مرکزی اروپا را در مهار تورم دشوارتر کند. تحلیلگران معمولاً شوک انرژی را عاملی میدانند که هم رشد اقتصادی و هم ارزش یورو را در برابر دلار زیر فشار قرار میدهد. نوسان در نسبت یورو به دلار نیز از طریق بازار جهانی، به قیمت طلا و ارز در بازارهای دیگر منتقل میشود.
در سوی دیگر، استفاده دوباره از زغالسنگ با برنامههای اقلیمی اروپا در تضاد است. اتحادیه اروپا کاهش انتشار کربن و جایگزینی سوختهای فسیلی با انرژیهای تجدیدپذیر را هدف گرفته است. دادههای این دوره نشان میدهد امنیت تأمین انرژی در شرایط بحرانی بر اهداف زیستمحیطی اولویت پیدا میکند. مسیر پیش رو به چند عامل بستگی دارد: سطح ذخایر گاز اروپا پیش از زمستان، شدت سرمای فصل، و میزان عرضه تازه LNG از تولیدکنندگان بزرگ. محتملترین سناریو آن است که تا روشن شدن وضعیت زمستان، قیمت گاز در اروپا به اخبار عرضه و آبوهوا حساس بماند.
انتهای پیام/

































